heart

با راهنمایی‌های زیر مهمترین عضله بدنتان را تقویت کرده و از آن محافظت کنید.

هفته‌ها بود که سامان ۳۷ ساله دردی در گردن خود احساس می‌کرد و از خستگی هم شکایت داشت. بعد یک شب دردی تند و تیز در سینه خود احساس کرد. چون تازه ورزشش تمام شده بود فکر کرد که فشار بیش از اندازه به عضلاتش وارد کرده است اما یک ساعت بعد روی تخت خوابیده بود، بدنش عرق کرده و واقعاً توان مقابله با درد را نداشت.

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ وقتی دکتر برای معاینه آمد نمی‌توانست تشخیص دهد که مشکل کجاست. بله او در معرض حمله قلبی بود. و چون جوان و لاغر بود و هیچ علائمی نداشت، گمان به حمله قلبی برای او نمی‌رفت.

اما مشخص شد که درد گردن و خستگی سامان نشانه‌های هشداردهنده اولیه برای حمله قلبی او بودند. و بااینکه او قبل از حمله قلبی در سینه خود احساس تنگی و فشار کرده بود اما کمتر از یک سوم زنان این را احساس می‌کنند و به همین دلیل است که خانم‌ها دوبرابر مردان از حمله قلبی جان خود را از دست می‌دهند.

حمله قلبی فقط مشکلی مخصوص آقایان نیست. بیماری قلبی–نامی برای انباشته شدن خطرناک پلاک در رگ‌های خونی که ممکن است موجب بروز حمله یا سکته شود–مهمترین عامل مرگ و میر در خانم‌ها به شمار می‌رود.

یک مشکل: خانم‌های زیادی هستند که کلسترول یا فشارخون بالا دارند و خود از آن بی‌اطلاعند و همین آنها را در خطر بزرگتری قرار می‌دهد. هرچه بیشتر درمورد این عضو حیاتی بدنتان بدانید، قلبی قوی‌تر و سالم‌تر خواهید داشت.

مشکل ۱: فشارخون

حقایق: حدود نیمی از زنان بالای ۴۵ سال دچار فشارخون هستند.

چرا این یک مشکل است: بالا بودن فشارخون به مرور زمان، قدرت ارتجاعی رگ‌های شما را کاهش داده و جریان یافتن خون در آنها دشوارتر می‌شود. همچنین ممکن است به رگ‌های خونی آسیب برساند، موجب مشکلاتی مثل نارسایی کلیه یا کوری شود یا ایجاد پلاک که منجر به حمله قلبی یا سکته می‌شود را تحریک کند.

ازآنجاکه این روزها مشکل اضافه‌وزن حتی درمیان خانم‌های جوان نیز پدیده‌ای شایع است، مشکل فشارخون در زنان جوان‌تر نیز بررسی می‌شود. اضافه وزن به همه اعضای بدن، ازجمله رگ‌های خونی فشار وارد می‌کنند.

ساکن بودن، مصرف زیاد نمک و داشتن سابقه خانوادگی بیماری‌های پسوریازیس یا دیابت شما را در معرض خطر قرار می‌دهد. آیا در دوران بارداری دچار فشارخون شده‌اید؟ حتی اگر فشارخونتان بعد از وضع‌حمل به حالت عادی برگشته باشد، باز هم بیشتر در خطر ابتلای دوباره به آن هستید.

چه علائمی دارد: در اکثر مواقع هیچ. اما اگر دچار سرگیجه، تار شدن دید یا سردردهای مداوم شدید، حتماً به پزشک مراجعه کنید.

راهکار: حتماً برای چک کردن فشارخونتان سالی یکبار نزد پزشک بروید. در بهترین حالت فشارخونتان باید ۱۲۰/۸۰ باشد؛ اگر روی مرز بودید (۱۳۰/۸۰) چند هفته بعد دوباره باید چک کنید.

خوشبختانه اگر در مرز خطر باشید، ایجاد تغییرات در سبک زندگی مثل کم کردن وزن، مصرف کمتر از ۱۲۰۰ میلی‌گرم نمک در روز، ورزش منظم و کنترل استرس می‌تواند فقط طی سه ماه فشارخونتان را پایین بیاورد.

اگر فشارخونتان بالا باشد (۱۴۰/۹۰)، پزشک ممکن است داروهایی مثل ادرارآورها یا بتا-بلاکرها برای کاهش فشارخونتان تجویز کند.

همچنین بخوانید: رژیم غذایی مخصوص فشارخون بالا

مشکل ۲: تپش قلب

حقایق: تند بودن ضربان‌قلب ممکن است ترسناک باشد اما در اکثر موارد، جای نگرانی برای آن وجود ندارد. تپش قلب معمولاً به علت عوامل مربوط به سبک زندگی مثل استرس، مصرف زیاد کافئین، کم‌آب شدن بدن یا مصرف دکونژستان‌ها است.

اما مطمئناً باید آن را چک کنید زیرا می‌تواند نشانه یک اختلال جسمی مثل پرکاری تیروئید (وقتی بدنتان بیش از اندازه هورمون تیروئید ترشح می‌کند) یا ریتم غیرعادی قلب که به آریتمی معروف است و معمولاً خطرناک نیست، باشد.

چه علائمی دارد: تند، نامنظم و قوی بودن ضربان قلب که حتی در زمان استراحت اتفاق می‌افتد، تپش قلب است. در بدترین حالت یک اختلال آریتمی متداول که تاکی‌کاردی فوق‌بطنی (supraventricular tachycardia) نامیده می‌شود، ممکن است موجب غش یا سرگیجه شود.

راهکار: اگر اولین بار است که تپش‌قلب را احساس کرده‌اید، حتماً مقدار قابل‌توجهی آب بنوشید و از مصرف کافئین دوری کنید. اگر این مشکل از بین نرفت، برای انجام الکتروکاردیوگرام (آزمایشی که در آن پربه‌های الکتریکی قلب را ثبت می‌کنند) یا نوارقلب نزد پزشک بروید.

انجام مانور واگ (چمباتمه زدن، سفت کردن بدن، و زور زدن) با کند کردن تکانه‌های الکتریکی قلب، موارد خفیف را درمان می‌کند. اگر این نیز موثر نبود، دکتر داروهایی را برایتان تجویز خواهد کرد و یا برای تنظیم مجدد سیگنال‌های الکتریکی شما، عملی برایتان انجام خواهد داد.

مشکل ۳: کلسترول بالا

حقایق: کلسترول به طور کل بد نیست. شما به بعضی از این مواد چربی مانند در خونتان نیاز دارید تا به هورمون‌هایی مثل استروژن کمک کنند. آزمایش کلسترول سه چیز را بررسی می‌کند:

لیپوپروتئین تراکم پایین (LDL)، یا همان کلسترول بد که می‌تواند موجب درست شدن پلاک در رگ‌هایتان شود و شما را در معرض حمله قلبی یا سکته قرار دهد. ذرات LDL اندازه‌های مختلف دارند؛ ذرات کوچکتر و پرتراکم‌تر بیشتر از ذرات بزرگ‌تر پلاک ایجاد می‌کنند.

لیپوپروتئین با تراکم بالا (HDL)، یا همان کلسترول خوب زیرا کلسترول اضافی را از رگ‌های خونی شما بیرون می‌برند.

تری‌گلیسیریدها که چربی تولیدشده توسط بدنتان هستند و می‌توانند موجب بستن رگ‌هایتان شوند.

حدود یک سون خانم‌ها کلسترول کلی خونشان بالا است. داشتن اضافه‌وزن و داشتن رژیم غذایی چرب می‌تواند موجب بالا بردن کلسترول شود. همچنین سابقه ژنتیکی و یائسگی به بالا رفتن آن کمک می‌کنند: وقتی سطح استروژن در بدن پایین می‌آید، HDL کمتر و LDL و تریگلیسیرید بیشتری تولید می‌شود.

چه علائمی دارد: هیچ علائمی ندارد.

راهکار: برای چک کردن کلسترول نزد پزشک بروید. اگر اعدادتان طبیعی بود، هر ۵ سال یکبار باز آزمایش دهید و بعد از یائسگی می‌بایست هر سال آزمایش کلسترول را انجام دهید. اگر کلسترولتان روی مرز یا بالا بود، دکتر ممکن است آزمایشات مرتب‌تری را برایتان تجویز کند. اما نگران نباشید، ورزش کردن و همچنین پایین آوردن مصرف چربی کمکتان می‌کند.

اگر این راهکارها تا ۱۲ هفته موثر نبود، به داروهایی مثل استاتین نیاز پیدا خواهید کرد. اگر کلسترولتان نرمال بود اما سابقه خانوادگی قوی از بیماری قلب داشتید چطور؟ برای انجام آزمایش ذرات مغناطیسی (particle test) نزد پزشک بروید. اگر اعدادتان بالا بود، مصرف دارو می‌تواند کمکتان کند.


snoze

بااینکه واکنش به عطسه کردن در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت است اما بخش اعظم آن یکسان و جهانی است. عطسه به علت‌های مختلف اتفاق می‌افتد، مثل قرارگیری در معرض نور زیاد، تغییر دمای ناگهانی، نسیم هوای سرد، عفونت‌ها و بیماری‌های مختلف و … (فال عطسه)

دانستنی درباره عطسه

  1. عطسه کردن رفلکس اتوماتیک ما در زمانی است که یکدفعه هوا را از ریه‌ها به بینی و دهان وارد می‌کنیم. وقتی شروع به این کار می‌کنیم، قطع کردن آن دیگر غیرممکن خواهد بود.
  2. اگر همیشه سعی می‌کنید جلوی عطسه‌تان را با گرفتن بینی‌تان بگیرید، دیگر هیچوقت این کار را تکرار نکنید زیرا این کار ممکن است تخریب پرده گوش را به دنبال داشته باشد. کسانیکه سعی می‌کنند به این طریق عطسه‌شان را متوقف کنند، ممکن است دچار این مشکلات نیز بشوند: خونریزی بینی، تخریب رگ‌های خونی، و حتی کوری.
  3. در عطسه کردن، بخش پایینی مغز درگیر است. زمانی که این بخش دچار آسیب شود، فرد دیگر قادر به عطسه کردن نخواهد بود.
  4. عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است زیرا از بدن ما دربرابر پادتن‌ها و عفونت‌های مختلف محافظت می‌کند. همچنین به بهبود سلامت ما کمک می‌کند.
  5. آداب عطسه کردن شامل گرفتن جلوی دهان و بینی با دستمال است. اگر این کار به درستی انجام نشود، میکروب‌ها به ۱۵۰ نفر دیگر که در نزدیکی فرد قرار داشته باشند، منتقل خواهند شد.
  6. در زمان خواب، عطسه اتفاق نمی‌افتد زیرا سیستم عصبی بدن که مسئول این رفلکس است نیز در حال استراحت است.
  7.  ۱۸-۳۵ درصد از افراد در زمان قرارگیری با نور مستقیم آفتاب، عطسه می‌کنند.
  8. عطسه کردن ممکن است علتی روانشناختی داشته باشد. ترس، ناراحتی، حساسیت و سایر احساسات ممکن است موجب تحریک عطسه شوند.
  9. ایگوانا حیوانی است که بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. این حیوان با کمک عطسه از شر برخی نمک‌ها از بدنش خلاص می‌شود.


چگونه ناامید نشویم disappointed

چگونه بر ناامیدی غلبه کنیم؟ سوالی است که شاید بارها در زندگی پیش بیاید و اگر یکبار برای همیشه پاسخ آنرا بدانیم زندگی متفاوتی را تجربه خواهیم کرد.

زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.

احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است.

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد.

سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد، به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است که برایتان پیش آمده است.

امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟

به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.

یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟

وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است

باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید، ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود، مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.

منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن.

خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.


زوج ناراحت Sad-moods-romantic-couple

اگر در رابطه خود دروغ گفته‌اید و می‌خواهید کار خودتان را جبران کنید این مقاله را با دقت بخوانید:

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ همه می‌دانیم که دروغ اعتماد را از بین می‌برد. دروغ گفتن به عزیزانمان برای آینده رابطه می‌تواند خطرساز باشد. وقتی دروغی به همسرتان گفته باشید، دیگر باور کردن حرف‌هایتان برای او سخت خواهد شد.

بازسازی اعتماد در رابطه کار بسیار دشواری است. همه روابط قابل اصلاح نیستند اما خیلی از آنها درست می‌شوند. ساختن دوباره اعتماد نیازمند زمان، صداقت و ثبات‌قدم است.

قدم اول:

دست از دروغ گفتن بردارید. دلیل اینکه الان گرفتار این وضعیت شده‌اید دروغی است که در گذشته گفته‌اید. وقتی از همسرتان خواسته‌اید که شما را ببخشد، بدترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به دروغ گفتنتان ادامه دهید.

دروغ گفتن، پنهان کردن حقیقت یا پیچاندن آن کمکی به اصلاح رابطه نمی‌کند، حتی ممکن است اوضاع را از اینی که هست بدتر کند. تنها راهی که می‌توانید به همسرتان نشان دهید واقعاً پشیمان هستید و می‌خواهید رابطه‌تان درست شود این است که از این به بعد صداقت کامل داشته باشید.

قدم دوم:

تصمیم بگیرید چه تغییراتی باید در رابطه ایجاد شود. باید بفهمید اشکال کار کجا بوده است و برای مطمئن شدن از اینکه این اتفاق‌ها دیگر در آینده تکرار نمی‌شود چه کارهایی می‌توان انجام داد.

بعنوان مثال، آیا دروغ بخاطر نبود ارتباط خوب در رابطه و نداشتن آزادی بین حرف‌هایتان گفته شده است؟ قبل از ایجاد دوباره اعتماد در رابطه این چیزها باید مشخص شود.

قدم سوم:

به تمام سوالات همسرتان پاسخ دهید. وقتی درمورد دروغتان چند سوال از شما می‌پرسد، برای این است که خود را با سرعت آن موقعیت هماهنگ کند. اگر واقعاً می‌خواهید همه چیز درست شود باید خودتان را در اختیار او بگذارید.

باید آسیبی که به او زده‌اید را درک کرده و با این اطلاعات اضافی که در اختیار او می‌گذارید، کمی از دغدغه‌های او را کم کنید.

قدم چهارم:

حالت تدافعی نداشته باشید. هیچوقت سعی نکنید تقصیر را از گردنتان باز کرده و گناهتان را گردن نگیرید. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که مسئولیت اشتباهتان را به طور کامل بپذیرید. در این زمان باید پشیمان، مهربان و فروتن باشید.

نکات و هشدارها

زمان بدهید. التیام یافتن قلب شکسته زمان می‌برد، درست مثل زخم‌های جسمی…

عوارض مثبت و منفی نوشیدن قهوه

بدون دیدگاه


خواص و مضرات قهوه coffee

همه چیزهایی که خوردن آن لذت‌بخش است، عوارض منفی برای بدنمان دارد. الکل، شکلات و غذاهای فست‌فود همه نمونه‌های خوبی از چیزهای لذت‌بخشی هستند که عوارض منفی برای سلامتی‌تان در طولانی‌مدت دارند. اما قهوه چطور با این موادغذایی و نوشیدنی‌ها رقابت می‌کند؟

نوشیدن قهوه راهی عالی برای حفظ هوشیاری، چه جسمی و چه ذهنی، به شمار می‌رود.

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ به بیدار شدن شما در صبح کمک کرده، بازده کاری‌تان را بالا برده و به از بین بردن استرس محل‌کار کمک می‌کند. برخی از ما  در روز تا ۵ لیوان قهوه به شکل‌های مختلف می‌نوشیم، از قهوه تلخ گرفته تا موکا یا حتی قهوه یخی. مهم نیست که قهوه‌تان را به چه شکلی دوست داشته باشید، باید از تاثیر نوشیدن قهوه بر بدنتان آگاه شوید.

عوارض قهوه برای بدن

یکی از شایعاتی که درمورد قهوه و مضرات آن وجود دارد، تاثیری است که بر بالا بردن فشارخون دارد. بااینکه یک افزایش جزئی در فشارخون ایجاد می‌کند، فقط برای آنها که به طور طبیعی فشارخون بالا دارند و زنان باردار می‌تواند مشکل‌ساز باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که محدود کردن مصرف قهوه به ۲ فنجان در روز می‌تواند ضرر آن بر سلامت کودک را کاهش دهد.

در مورد قهوه نیز مثل سایر چیزها، زیاد آن خوب نیست. اگر مقدار زیادی قهوه مصرف کنید (بیش از ۵ فنجان در روز)، احتمال باریک شدن مغزاستخوان را بالا می‌برید. این آسیب‌پذیری شما در برابر شکستگی را مخصوصاً در سنین بالاتر، بالا می‌برد، به همین علت بهتر است که مصرف قهوه را یک حد مناسب نگه دارید.

عارضه جانبی دیگری که ممکن است با نوشیدن قهوه ایجاد شود این است که نتوانید بخوابید. خیلی وقت‌ها این بخاطر این است که قهوه (یا هر چیز دیگری که در آن کافئین دارد) را نزدیک به زمان خوابتان نوشیده باشید. برای از میان برداشتن این تاثیر، بهتر است مصرف هر چیزی که حاوی کافئین است را از ساعت ۲ بعدازظهر به بعد قطع کنید اما یادتان باشد که تاثیر آن بر افراد مختلف، متفاوت است.

اما آیا قهوه تاثیرات مثبتی هم بر بدنتان دارد؟

خواص مثبت قهوه

نوشیدن منظم و دائم قهوه، فوایدی به همراه دارد که شاید از شنیدن آن تعجب کنید:

قهوه می‌تواند خطر بیماری کشنده کبدی را تا ۴۰ درصد کاهش دهد و بیشترین تاثیر را بر افرادی دارد که کبدشان مشکل‌دار شده است.

احتمال ابتلا به دیابت نوع ۲ با مصرف دائم قهوه کاهش می‌یابد.

عوارض احتمالی قهوه

سرطان روده بزرگ سومین سرطان شایع در سراسر جهان است و بااینکه نتایج تحقیقات متفاوت هستند، اما وجه اشتراکی دارند که بر کاهش احتمال ابتلا به این سرطان تا ۵۰-۲۰ درصد با نوشیدن قهوه اشاره دارد.

براساس مطالعات انجام گرفته، کسانیکه به طور منظم قهوه می‌نوشند، تا ۶۰ درصد در میانسالی کمتر به بیماری آلزایمر مبتلا می‌شوند.

جای هیچ شکی نیست که این نتایج برایتان تعجب‌آور بوده است. پس اگر نگران نوشیدن قهوه بوده‌اید، این حقایق را درمورد این نوشیدنی عالی به خاطر آورید.

همچنین بخوانید: خواص قهوه برای درمان افسردگی

چطور می‌توانید بهترین استفاده را از قهوه ببرید

آخر اینکه، چند نکته ساده هست که موقع نوشیدن قهوه باید به خاطر بسپارید. بهتر است یک دستگاه قهوه‌جوش خریداری کنید زیرا قهوه‌های آماده شدیداً فراوری‌شده هستند و فواید آن را کاهش می‌دهد. می‌توانید در روز ۴-۲ فنجان قهوه میل کنید، مگراینکه از فشارخون بالا رنج ‌ببرید یا باردار باشید که در این شرایط می‌توانید از پزشکتان میزان قهوه‌ای که می‌توانید در روز مصرف کنید را سوال کنید.

قهوه تاثیر مثبتی بر سلامت شما دارد و باید از آن لذت ببرید. هر فنجان از آن می‌تواند همان تاثیری که در صبح یا در یک روز به طور متوسط بر بدنتان دارد را در درازمدت به آن برساند.

همچنین بخوانید: روش های مختلف دم کردن قهوه


روابط عاشقانه

آدم‌های زیادی را هر روز می‌بینید که به شکل‌های مختلف می‌گویند نمی‌دانند چرا رابطه‌شان خوب پیش نمی‌رود.

وقتی ابتدای رابطه همه چیز عالی و ایدآل به نظر می‌رسد، درک این وضعیت سخت‌تر می‌شود. ممکن است شکست در رابطه را درونمان بریزیم و مشکل اصلی را فراموش کنیم و به همین علت آن اشتباهات را دوباره در روابط جدیدمان تکرار کنیم و بعد متعجب باشیم که چرا باز رابطه‌مان دچار مشکل شده است.

روابط چیزهای زیادی درمورد خودمان به ما یاد می‌دهند و ما یک درس را آنقدر تکرار میکنیم تا یاد بگیریم چه باید بکنیم. همیشه کسانی هستند که برای شما مناسب‌اند به همین دلیل نباید با شکست خوردن یک رابطه، خودتان یا زندگیتان را تمام‌شده بدانید.

اگر بتوانید بفهمید که چرا رابطه‌تان خوب پیش نرفته است، می‌توانید بعضی از علت‌های آن را در روابط آینده‌تان کمتر کنید.

روابط به این دلیل خوب پیش نمی‌روند که همیشه با بهترین شکلی که باید در رابطه رفتار نمی‌کنیم. می‌توانیم با کسانی آشنا شویم که می‌توانند برای ما «مناسب» باشند…و بعد خرابش کنیم. معمولاً عمدی نیست و در بعضی موارد می‌تواند واقعاً مخرب باشد. آن فرد می‌تواند فرد «مناسب» شما بوده باشد، اما رفتارتان «مناسب» نبوده است.

و بسیاری از رابطه‌ها به این دلیل موفق نمی‌شوند که شما فرد مناسبی برای آن نیستید. اینکه چقدر خودتان را به آب و آتش زده باشید، عالی رفتار کرده باشید، هرچه که می‌خواستند به آنها داده باشید، مهم نیست. آن فرد به درد شما نمی‌خورده است. می‌تواند رد شدن از مرزهای همدیگر، نادیده گرفتن پرچم‌های قرمز، ندیدن نیازهای همدیگر، نداشتن ارزش‌های مشترک و متعهد نبودن یا متعهد بودن به دلایل اشتباه، مشکل کار باشد. شما دو نفر اساساً ناسازگار بوده‌اید.

وقتی با کسی باشید که ممکن است برایتان مناسب باشد، دریچه‌هایی از فرصت‌ در رابطه باز می‌شود که اگر هر دوی شما بفهمید که در رابطه‌تان چه اتفاقاتی می‌افتد، می‌توانید بر مشکلات غلبه کرده و از آنها عبور کنید. با این دریچه‌های فرصت، از تغییر استقبال کرده و هر دوی شما برای گذر کردن از مشکلات آماده خواهید بود.

اگر دریچه‌های فرصت نادیده گرفته شوند، خستگی پیش آمده و یکی یا هر دوی شما باور نخواهید کرد که دیگری قدرت تغییر یا عمل کردن را دارد. ایمان به همدیگر از بین می‌رود و رفتارها همانطور می‌ماند و این یعنی مشکلات بدتر می‌شوند. در بسیاری از روابطی مثل این، یک طرف سعی می‌کند تاوان دهد و در آخر از نظر احساسی، فکری و گاهی اوقات جسمی هدر می‌رود.

وقتی با فرد نامناسبی در رابطه باشید و چون غرق در انکارها و رویاهای خود هستید، نفهمید چرا او برای شما نامناسب است، فقط آب در هاون می‌کوبید. درواقع، شما خود را به آب و آتش می‌زنید که کمی به رابطه‌تان زندگی ببخشید. اما صدای نفس‌های بریده‌بریده آن را می‌شنوید، نفس‌هایی که رو به قطع شدن است. تا جایی پیش می‌روید که می‌فهمید این بودن با فردی نامناسب در رابطه‌‌ای نامناسب با شما چه می‌کند.

یکی از متداول‌ترین مشکلاتی که معمولاً افراد با آن سروکار دارند این است عشقشان معکوس است، نه فقط برای رابطه بلکه برای خودشان. درواقع، این مشکلات برای خیلی‌ها پیش می‌آید.

ایده‌های اشتباه زیادی درمورد عشق بدون شرط وجود دارد. برای خیلی‌ها، عشق بدون شرط یعنی عشق ورزیدن بدون مرز، عشق ورزیدن صرفنظر از همه چیز، به امید متقابل شدن آن احساس. با نداشتن هیچ مرزی برای دوست داشتن، به اندازه کافی خودمان را دوست نداریم، به خودمان اعتماد نداریم و احترام نمی‌گذاریم.

کورکورانه عشق می‌ورزیم. در خیال‌هایمان غرق می‌شویم و متاسفانه هیچ وصلتی بین خیال و واقعیت نیست. شما با یک خیال از تصوری که در ابتدای رابطه داشته‌اید و باوجود اینکه ممکن است اطلاعات متناقضی دریافت کنید که می‌گویند باید تصمیمتان برای عاشق بودن را دوباره بررسی کنید، باز ادامه می‌دهید.

کورکورانه اعتماد می‌کنیم. درست مثل عشق ورزیدن کورکورانه، همیشه ساده‌دلی درمورد سطح اعتمادمان وجود دارد. موضوع اعتماد نداشتن نیست، موضوع داشتن پایه‌ و اساسی برای اعتماد است، یا اصلاح میزان اعتمادمان به کسی وقتی نشانه‌هایی دریافت می‌کنیم که نباید اعتماد کرد. تا آن زمان، شما به این دلیل به آنها اعتماد می‌کنید که به خودتان اعتماد ندارید. همچنین برای قبول خطرها احساس مسئولیت دارید و بر طبق آن رفتار می‌کنید.

درست ارتباط برقرار نمی‌کنیم. این باعث این باور می‌شود که ارتباط فقط کلامی است. یعنی بدون تمرکز بر روی اعمال و رفتارها و درک نکردن سبک ارتباطی همدیگر و گرفتن بهترین نتیجه از آنها، درمورد موضوعات مختلف رابطه بحث می‌کنید. انگار یکی از شما به زبان فرانسه و دیگری چینی صحبت می‌کند. هر طرف از آن یکی می‌خواهد که نه تنها به زبان او حرف بزند بلکه سبک ارتباطی او را هم داشته باشد.

صمیمیت را درک نمی‌کنیم. بعضی فکر می‌کنند که جنبه جنسی رابطه تعیین‌کننده صمیمیت آن است. بعضی هم نمی‌توانند با صمیمیت کنار بیایند و از آن دوری می‌کنند. بعضی هم باور دارند که صمیمیت یعنی وابسته شدن دو طرف.

ما تصور می‌کنیم که آنهایی که دوستمان دارند می‌فهمند که چه می‌خواهیم. این مثل آن می‌ماند که سواالات ناممکنی را در ذهن داشته باشیم و از دیگران توقع داشته باشیم که ذهنمان را بخوانند. البته وقتی نمی توانند حدس بزنند که چه می‌خواهیم، از آنها دلسرد شده و کمبودهایشان را سرزنش می‌کنیم. این از اعتقادات بنیادی ناشی می‌شود که رابطه «درست» یعنی طرف مقابل بفهمد که چه چیزی را کی و چطور می‌خواهیم.

«اگر دوستم داشته باشی، می‌فهمی کی ناراحتم.»

اما نه تنها ممکن است آنها مهارت کنار آمدن با ناراحتی شما را نداشته باشند، بلکه ممکن است واقعاً به آنها نشان نداده باشید که ناراحت هستید.

از رابطه‌مان غفلت می‌کنیم. این یعنی خودتان را یک فرد تنها می‌بینید نه یک فرد در یک گروه.

فقدان همدلی داریم. خیلی از شما با کسانی درگیر بوده‌اید که حس همدلی ندارند. آنها نمی‌توانند به چیزی به جز از دیدگاه خودشان نگاه کنند. هیچوقت نمی‌توانند خودشان را جای شما بگذارند، و اصلاً هم چنین چیزی را نمی‌خواهند. فقط خودشان مهم هستند و حتی وقت‌هایی که می‌گویند شما مهم هستید، باز هم خودشان برایشان مهم است. وقتی کسی نتواند همدلی کند، نمی‌تواند کسی را دوست داشته باشد، به کسی اعتماد کند، مراقب کسی باشد یا به کسی احترام بگذارد.

سازگاری را درک نمی‌کنیم. از عشق مشترک به طبیعت گرفته تا گوش دادن به موسیقی سنتی، همیشه به دنبال وجه اشتراک در علایقتان هستید اما نه در ارزش‌هایتان. بعد می‌فهمید که به دلایلی نادرست همدیگر را دوست داشته‌اید و نتوانستید هدف اصلی را ببینید.

غرق در خیال و رویا می‌شویم. این یعنی چون آنقدر متمرکز روی چیزی هستید که در فکرتان می‌گذرد، نمی‌توانید طرف واقعی را بشناسید و رابطه‌ای واقعی داشته باشید.

انتظار ایدآل را داریم. اگر تابحال با کسی ارتباط داشته‌اید که به محض بروز یک تضاد و کشمکش در رابطه، از شما قطع امید می‌کنند. زیرا به اشتباه باور دارند که روابطی که «مناسب» آنها باشد، نباید هیچ تضاد یا کشمکشی داشته باشد. ممکن است شما هم انتظارات غیرواقعی داشته باشید و تصور کنید که فرد مناسب برای شما کسی است که همیشه و در همه حال آنطور شما انتظار دارید حرف می‌زند، عمل می‌کند و فکر می‌کند.

تصور می‌کنیم عشق کافی است. این اشتباه است که فکر کنید اگر کسی را دوست داشته باشید، همه مشکلات رابطه حل خواهد شد. عشق به تنهایی کافی نیست. اگر دوست داشتن یک نفر به تنهایی کافی بود، خیلی‌ها مشکلات کنونی‌شان را نداشتند. عشق مشکلات را از بین نمی‌برد و اگر نتوانید رفتارهایی که لازم است کنار عشق وجود داشته باشد را بشناسید، انرژی‌تان را در محلی نادرست هدر خواهید داد.

از دیگران انتظار داریم کارهایی را برایمان انجام دهند که وظیفه خودمان است. این می‌تواند گشتن به دنیال کسانی که مکمل ما باشند، وابسته شدن، اینکه فکر کنید به تنهایی ارزشی ندارید، انتظار داشتن از دیگران برای اینکه کمک کنند احساسی را تجربه کنید که به تنهایی قادر به تجربه آن نیستید، متنفر بودن از خود یا دوست نداشتن خود و متعحب بودن از اینکه چرا تجربیات منفی‌تان تمام‌شدنی نیستند، قرار دادن طرف مقابل به عنوان مرکز جهان و کنار گذاشتن بقیه دوستان، خانواده و کار و خیلی چیزهای دیگر مثل این باشد. آنقدر ادامه خواهید داد که دیگر هیچ امنیت فردی و شخصی نداشته باشید.

اینکه بفهمید چرا روابط با شکست روبه‌رو می‌شوند به این معنی نیست که احساس بدبختی کنید؛ برای این است که چشم‌هایتان را باز کنید. یک رابطه به دو نفر متعهد نیاز دارد. یک نفر قادر به انجام همه کارها نیست.

وقتی بفهمید چرا روابط با شکست مواجه می‌شوند، خواهید فهمید چرا بعضی روابط موفق می‌شوند.

اگر فقط یکی از این مشکلات را از بین ببرید، متوجه ایجاد تغییر در رابطه‌تان خواهید شد، کم‌کم تمرکزتان به همه چیز بیشتر شده و زندگی خواهید داشت که همیشه دوست دارید داشته باشید، در اطرافتان کسانی را می‌بینید که دوست دارید با آنها باشید و احساس بسیار بهتری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد.

فال روزانه : فال امروز 4 دی

بدون دیدگاه


فال روزانه 4 دی

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال مسافرتفال ماه تولد

فروردین: شما نمی‌توانید خیلی راحت بگویید که زندگیتان ساده تر شده یا پیچیده تر! شما توانایی این را پیدا کرده‌اید که روش زندگی خود را طوری تغییر دهید که به تفریحات و خوشی‌هایتان اضافه شود، اما حالا همه چیز ظاهراً در حال تغییر کردن است. پس فوری فرصت‌ها را به چنگ آورده و تفریح کردن را از دست ندهید، چراکه ممکن است در هفته‌های آینده اصلاً وقتی برای تفریح کردن پیدا نکنید.

اردیبهشت: امروز شما با کارهای زیادی مواجه هستید و کار سخت شما ممکن است مقداری خسته کننده باشد. به هر حال طفره رفتن از آنها موجب می‌شود که هیچ کاری انجام نشود، و شما تا زمانیکه وظایف تان را کاملا انجام ندهید نتوانید از تعطیلات آخر هفته خود لذت ببرید.خوشبختانه،‌برداشتن گامی‌استوار که تمام طول روز بتوانید آن را ادامه دهید برایتان بسیار مناسب تر از گرفتن یک جایزه جالب توجه است.

خرداد: ممکن است امروز وظایف خانوادگی به شکل غیر قابل انتظاری پیش بیایند، شاید شما اشتباها فکر می‌کردید که مسایل قدیمی ‌همه تمام شده‌اند، اما می‌بینید که خرده کارهای زیاد دیگری هستند که انتظار شما را میکشند. یک مقدار تمرکز عمیق می‌تواند واقعا احساس آزادی بیش از آنچه که انتظار دارید به شما ببخشد، پس هر کاری را که فکر می‌کنید سرانجامی ‌برای شما نخواهد داشت قبل از اینکه شروع به انجامش کنید خاتمه دهید.

تیر: ممکن است شما امروز احساس کنید اگر زمان را نگه دارید، با کمی‌انعطاف پذیری می‌توانید دیگران را تشویق کنید که طبق روش شما عمل کنند. در عوض، شما نیاز دارید که خودتان را سازگار با آنها  کنید حتی اگر تغییر کردن روز شما برایتان دشوار باشد. خودتان را آماده کنید که اگر فرشته نگهبان شما سر رسید و خواست به شما یاری رساند بله بگویید. اجازه ندهید که غرور شما مانع رسیدن شما به موفقیت شود.

مرداد:‌ امروز شما بر سر دوراهی قرار می‌گیرید. از یک طرف شما می‌خواهید کار خاصی انجام دهید؛ شما کارهای عقب افتاده زیادی برای انجام دادن دارید و شور و هیجان شما می‌تواند تبدیل به عصبانیت شدید بشود. از طرف دیگر اگر کمی ‌تلاش کنید محیط امن و آرامی‌ برای خود درست کنید، عجیب اینکه احساس خواهید کرد بیشتر از خلوت و محیط دنج خود جدا افتاده‌اید. اما الان نباید نگران این باشید که چه راهی را انتخاب کنید؛ فقط ببینید که طالع شما چیست و سرنوشت شما را به چه مسیری هدایت می‌کند.

شهریور: امروز ماه ستاره بخت شما را بر عطارد سازگار کرده است؛ نگرانی زیادی راجع به آنچه که در سر فکر می‌کنید و آنچه که واقعا در قلبت دارید احساس می‌کنید. ممکن است به خودت اعتراض کنی که چراعواطف خود را درگیر کارهایت می‌کنی. اما زبان همیشه قادر به بیان درست احساسات نیست. صبور باش، حتی اگر اوضاع به راحتی پیش نرفت، شرایط بیشتر این احساس را ایجاد می‌کند. بعداز ظهر ماه بخت تو را وارد می‌کند.

مهر: امروز فرصت بسیار خوبی است که از در مخالفت با کسانی درآیید که تما نیرویشان را علیه شما بکار گرفته‌اند. اما درگیری مستقیم بهترین راه نیست. در عوض هر چقدر می‌توانید موقعیت خود را بسنجید و به آرامی ‌و با اطمینان حرکت کنید. اینگونه است که تمام موانع به طرز معجزه آسایی از سر راه کنار می‌روند.

آبان: ستاره حاکم شما یعنی بهرام قلمرو وسیع‌تری را امروز به کیوان واگذار می‌کند و ستاره جنگجو تبدیل به ستاره مسالمت آمیز می‌شود. شما توانایی بسیار زیادی برای سازماندهی اطلاعات پیچیده و ترغیب مردم به انجام وظایف مشخص دارید که برای یک کار منظم آنها را به هم پیوند می‌دهد. برای رهبری و گرفتن زمام امور، آنها را چنگ بزنید و به حال خود رها نکنید.

آذر: شما امروز خیلی ایده آل فکر می کنید و این چیز بدی نیست. حداقل فعالیت‌هایتان بر پایه ساختن جهانی بهتر شکل می گیرد. فقط مطمئن باشید آرزوهایی که دنبال می کنید قابل اجرا و کاربردی باشند.

دی: شما در محل کار تقریبا خوش بین هستید، اما همیشه و همه جا نمی‌توانید این خصلت را داشته باشید. شاید امروز نسبت به کسانی که زیاد با شما همکاری نمی‌کنند خشمگین شوید. به حس‌های منفی خود بها ندهید؛ اطرافیان شما بیشتر از قبل ازتان حمایت می‌کنند، پس پیشنهاداتی که به شما می‌دهند را قبول کنید و برنامه‌های خود را به پیش ببرید.

بهمن: شما امروز بین اعتقادات خود و عقایدی که بازخوردهای ناراحت کننده به دنبال دارد در جدال هستید. شما دوست ندارید چیزهایی که برایتان مهم هستند را قبول کنید، زیرا اگر شما به عقاید خود وابسته باشید آنها بخشی از شما می‌شوند. خوشبختانه توانایی تحلیل کردن و خونسردی شما می‌تواند بهتان کمک کند در عین حال که نقطه نظرات دیگران را هم قبول می‌کنید، راهی پیدا کنید که بتوانید به عقاید خود نیز پایبند بمانید.

اسفند: شما دوستان زیادی دارید که مشتاق‌اند امروز یک مهمانی ترتیب دهند. اما وقتی شما بیشترو بیشتر در خود فرو می‌روید آن مهمانی برایتان خسته کننده می‌شود. فکر نکنید که هیچ حق انتخابی ندارید. شما واقعا نیازی به انتخاب بین دنیای بیرونی و درونی ندارید. آن دو یکی هستند و یکسان.

فال روزانه : فال امروز 3 دی

بدون دیدگاه


فال روزانه 3 دی

فال روزانه

امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟

فال های پیشنهادی امروز آلامتو: فال شغلفال شمع

فروردین: مرز میان دوستی و یك رمان عاشقانه می‌تواند كمی ‌حساس باشد. حتی اگر شما در جستجوی چیز دیگری نباشید، می‌توانید از اینكه احساسات تان را در اولویت قرار می‌دهید سود ببرید. اما به این معنی نیست كه كار خاصی انجام دهید یا سعی كنید تا عشق را بدست آورید.  این درس درباره این است كه به خودتان اجازه دهید تمام خواسته‌های قلبی‌تان را تجربه كنید بدون اینكه بخواهید دیگران باعث بروز شادی در شما شود.

اردیبهشت: ممكن است شما وسوسه شوید كه از یك درگیری شدید با یك دوست یا شریك صرف نظر كنید فقط به خاطر اینكه به طور ذاتی می‌دانید كه تعاملات اخیر شما به مسیر درستی منتهی نمی‌شود. اما به این معنی نیست كه روابط شما ناپایدار است؛ آن به این اشاره می‌كند كه در خارج از حد و حدود خود رفتار می‌كنید. اما باید راهی پیدا كنید تا ناراحتی‌های اخیر شما را حل كرده و باعث شود شما سركار خود برگردید.

خرداد: شما ممكن است ایده كاملا خاصی درباره آن كاری كه باید بكنید داشته باشید،‌ اما نبود اعتماد به نفس درشما ممكن است امروز به كارتان آید چرا كه می‌تواند باعث شود كه ایده‌هایتان را با كسی دیگر تقسیم نكنید. قسمتی از مشكل شما این است كه می‌ترسید نتوانید افكارتان را تماما بعمل درآورید. زمانی را صرف این كنید كه بیندیشید چه می‌خواهید بگویید،  قبل از اینكه نیات خود را بروز دهید. در وهله اول به نقشه اصلی خود بچسبید،‌ و بعد قادر خواهید بود كه مكالمه را به هر جایی كه مایل بودید هدایت كنید.

تیر: ممكن است احساس كنید كه این روزها ازحد و حدود خود تجاوز كرده‌اید و الان باید معذرت خواهی كنید وعقب نشینی كنید. اما حتی اگر بگویید متاسف هستید باز هم لازم است كه روی رفتار و كردار خود تجدید نظر كنید و این سستی را تلافی كنید. شما احتمالا آنطور كه فكر می‌كنید خارج ازحدود خود رفتار نكرده‌اید و به هیچ وجه نیازی نیست كه درباره آن چیزی بگویید. امابرای آسیب پذیری خود چاره‌ای بیندیشید وسعی كنید آن را اصلاح كرده و خود را تقویت كنید تا برای كسی كه دوستش دارید تعلقات عاطفی ایجاد كنید.

مرداد: شما ممكن است امروز در رابطه با كسی كه شما را به درستی نشناخته و قضاوت نادرستی كرده، عصبانی شده باشید. ناامیدی شما بیشترخواهد شد چرا كه به نظر می‌رسد جدایی بین شما بیشتر شود، اما به یاد داشته باشید كه اوضاع بدتر از این است كه به نظر می‌رسد. به یاد داشته باشید یك فرصت جدید می‌تواند یك مشكل را حل كند و می‌تواند به موقعیت كمك كند. قدم اول را بردارید و صحبت را آغاز كنید.

شهریور: شما ممكن است احساس كنید كه مستحق پاداش اضافی در محل كار نیستید،‌ اما كاملا برعكس است اگر شما امروز نخواهید كه از این پاداش استفاده كنید ضرر خواهید كرد. شما به سختی كار كرده‌اید، اما الان زمان این نیست كه این تصور را دررابطه با پرداخت اضافی برای تعطیلات نپذیرید. این سرخوردگی خود را تمام كنید، آستین‌هایتان را بالا بزنید و به كاری برگردید كه در دست انجام داشتید.

مهر: سیاره حاكم شما امروز ونوس به مرزهای سیاره كارن وارد می‌شود و شما را ازاین آگاه می‌كند كه چرا نمی‌توانید همه چیز را با هم در اختیار داشته باشید. اما این اوضاع ممكن است تحمیلی باشد، ‌چرا كه ترس شما از آسیب پذیری و مواجهه با خطرات باعث می‌شود كه نتوانید در خیلی كارها از جمله عشق موفق باشید. رفتار دلیرانه بهترین واكنش ما نیست، بلكه ظرافت و زیركی سیاستمدارانه بیشترین تاثیر نسبت به زور و فشار خواهد داشت.

آبان: اگرچه ممكن است شما بسیار مایل باشید كه عشقی زودگذر را تجربه كنید، به خاطر این كه می‌دانید لذت‌های شیرین می‌توانند برای روزهایی كه احساسات تیره و تاری كه می‌دانید طی روزهای آینده خواهید داشت، ذخیره شوند. اما امروز ممكن است  گیج شوید و قادر نباشید كه فراتر از عادت‌های منفی همیشگی قدم بردارید. اما نگران نباشید؛ ابرها كنار خواهند رفت و آسمان صاف خواهد شد و شما احساس شادكامی‌ بیشتری خواهید كرد قبل از اینكه حتی بدانید چه اتفاقی افتاده است.

آذر: شما وسوسه شده‌اید كه یك رابطه واقعی را كه كه در حال ایجاد شدن است را شفافیت ببخشید. شما فكر می‌كنید كه تمركز روی یك مشكل می‌تواند فقط آن را بدتر كند. متاسفانه، جلوگیری از ابراز احساسات تان می‌تواند روابط تان را صدمه بزند، پس با حقیقت روبرو شوید و احساسات خود را بیان كنید، حتی اگر در این راه بعضی ناراحتی‌ها هم بوجود بیاید. آرام باشید و كارهای شادی بخش بكنید. اگرشما كارتان را امروزانجام دهید،‌ فردا احساس بهتری خواهید داشت.

دی: اگرچه امروز به مشتاقی روزهای قبل نیستید، اما فرصتی پیش می‌آید كه همه چیز به روال همیشگی خود برگردد. اكنون، حداقل،‌ می‌توانید احساس كنید كه تغییری از گوشه و كنار دارد بوجود می‌آید. به جای اینكه بایستید و ببینید كه بعدا چه اتفاقی می‌افتد،‌  شروع كنید و برنامه‌ای بریزید كه ببینید در آینده چه كار می‌خواهید بكنید.

بهمن: اتصال پیچیده ونوس- كارن امروز در نشان شما دیده می‌شود، و بیانگر این است كه هنوز فرصت این نیست كه از احساسات شدید خود كه برای رهایی و آسودگی شما می‌آیند دست بكشید. شما می‌توانید با یك برخورد بچگانه با موقعیت‌های دشواری كه برای بزرگترها بوجود می‌آید قضیه را فیصله دهید و این می‌تواند همه كسانی را كه درگیر هستند خلع سلاح كند. فقط سعی نكنید كار خارق العاده‌ای انجام دهید. ممكن است برای كمی ‌پیشرفت راه طولانی وجود داشته باشد!

اسفند: زندگی شما همیشه با تخیلات بسیار همراه است واین می‌تواند باعث شود تلاش كنید تا آنها را تحقق بخشید یا اینكه در رویاهایتان غرق شوید.اما اكنون  تبدیل رویا و تصور به واقعیت می‌تواند با مشكلات بسیار همراه باشد چرا كه شما همواره از این می‌ترسید كه اهدافی كه برای رسیدن به موفقیت داشتید به سرانجام نرسند. اینكه از خود بپرسید كه چه می‌خواهید شروع خوبی است، اما مهمتر این است كه زمان را از دست ندهید و با شجاعت پیش بروید.


تنهایی alone

طی بیست سال گذشته تحقیقات زیادی بر روی سنجش تاثیرات تنهایی انجام شده که ثابت می‌کنند یک دغدغه سلامتی مهم در اجتماع است. بعنوان مثال، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد خطر ایجاد و مرگ و میر از بیماری قلبی می‌تواند به قدرت شبکه اجتماعی فرد از دوستان و خانواده بستگی داشته باشد و فوت همسر احتمال فوت افراد را بالا می‌برد. و‌ عملکرد شناخت برای افراد مبتلا به آلزایمر که شبکه اجتماعی بزرگ‌تری دارند، حتی در شدیدترین مراحل بیماری، وضعیت بهتری دارد.

در این مقاله بعد از ذکر چند نمونه از موارد تنهایی، به بررسی چند موضوع و مسئله مثل مشکلات تعریف طبیعت چندبعدی تنهایی، برخی شواهدی که آن را به یک دغدغه سلامت اجتماعی تبدیل می‌کند، تفاوت آن با عزلت و پیشنهاداتی درمورد غلبه و کنار آمدن با آن اشاره می‌کند.

نمونه های تنهایی

اکثر ما در نقطه‌ای از زندگی تنهایی را تجربه کرده‌ایم. برای بعضی موقتی بوده و احتمالاً بر اثر اتفاقات یا تغییراتی ایجاد شده است و برای بعضی دیگر به نظر می‌رسد یک واقعیت دائمی زندگی است.

لیلا ۸۴ ساله، از وقتی همسرش درست دو هفته بعد از شصتمین سالگرد ازدواجشان فوت شد، تقریباَ خانه‌نشین شد. اگر از او بپرسند می‌گوید، «من خوبم. هرازگاهی یکی از همسایه‌ها به من سر می‌زند و به من برای خرید و کارهای خانه کمک می‌کند.» او خودش خانه را تمیز می‌کند و غذاها را در مایکروفر آماده می‌کند. اما وقتی شب‌ها در تخت خود دراز می‌کشد یا شانه همسرش را روی میز توالت اتاق می‌بیند احساس پوچی می‌کند.

علی ۱۹ ساله و سال اول دانشگاه است، «همه می‌گویند سالهای دانشگاه بهترین دوران زندگیشان بوده است، دوستان زیادی پیدا کرده‌ و به مهمانی و تفریح می‌رفته‌اند اما برای من اینطور نیست. من خیلی خجالتی هستم و قاطی شدن با دیگران برایم خیلی سخت است. احساس تنهایی می‌کنم. »

این دو نمونه نشان می‌دهد که چطور تنهایی می‌تواند از نداشتن ارتباط با دیگران یا برقراری ارتباطات جدید ایجاد شود.

امیلی وایت نویسنده کتاب «تنهایی: چطور در تنهایی زندگی کنیم» نیز نمونه‌هایی را در کتاب خود عنوان می‌کند.

«روز شکرگزاری می‌تواند اوقات تنهایی باشد. این فکر که همه کنار هم جمع می‌شوند می‌تواند باعث شود احساس کنید تنها و در حاشیه هستید.»

اما وایت از جامعه و نقش رسانه‌ها در به حاشیه بردن تنهایی نیز انتقاد می‌کند:

«به نظر می‌رسد که روز عشاق فقط یک روز برای جشن گرفتن عشق نیست، بلکه به روزی از ترس از خطرات تنهایی تبدیل شده است.»

احتمالاً یکی از مهمترین نمونه‌های ادبی تنهایی را می‌توان در رمان قرن بیستم با نام «موش‌ها و آدم‌ها» نوشته نویسنده امریکایی برنده نوبل ادبی جان اشتاین‌بک مشاهده کرد که داستان کارگرهایی را مطرح می‌کند که دچار افسردگی حاد در کالیفرنیا هستند که برای یافتن جای خود در جهان می‌جنگند و در این راه با کسانی آشنا می‌شوند که درگیری‌هایی مثل خودشان دارند.

بیشتر داستان جایی برملا می‌شود که جورج و لنی با افرادی مثل کروکز، کارگری سیاه‌پوست که در تنهایی اجباری زندگی کرده و کندی پیرمردی که تنها دوست او سگ پیرش است و یک زن جوان رقت‌انگیز که به او زن کرلی می‌گویند، آشنا می‌شوند.

تنها چیزی که باعث می‌شود این افراد به زندگی خود ادامه دهند رویای آنها از فرار به سمت زندگی بهتر بوده است. جورج که مرد باهوش و بدبینی است در همه قسمت‌های داستان تنها نیست اما وقتی لنی، بهترین دوست خود که مرد قوی‌ جثه و معلول ذهنی است را از دست می‌دهد، تنها می‌شود.

لنی آنقدر معصوم است که به نظر نمی‌رسد از تنهایی بترسد، بااینحال او نیز در رویای جورج از خرید یک تکه زمین که بتوانند در آن حیواناتی برای خود نگه دارند و رئیس خود باشند شریک می‌شود و زمانیکه کروکز به او می‌گوید که ممکن است جورج او را ترک کند، سریعاً عصبانی می‌شود.

کروکز مرد سیاهپوت گوژپشتی است که بخاطر رنگ پوست خود مجبور به زندگی در تنهایی شده است. بخاطرشوخ‌طبعی‌اش در نظر تلخ و مغرور می‌آید. دوست دارد با لنی دوست شود و به او پیشنهاد می‌دهد که بیاید و با او و جورج زندگی کند و وقتی تکه زمینشان را گرفتند آن را بیل بزند اما درمورد آدم‌هایی که با رویاهایی پوچ از خریدن یک تکه زمین برای خودشان می‌آیند و می‌روند، به او طعنه می‌زند.

زن کرلی تنها و بی‌حوصله است و در رویای تبدیل شدن به یک ستاره سینما به سر می‌برد: بااینکه ازدواج کرده است اما شوهرش او را دوست ندارد و او نیز شوهرش را دوست ندارد و او که تنها زن ساکن آن محل است، سعی دارد با مردان کارگر دوستی کند. کندی کارگری پیر است که سگ پیری دارد. او نگران این است که در سال‌های پیری تنها شود، به همین دلیل جورج و لنی را وادار می‌کند او را هم در برنامه خریدن زمین برای خودشان وارد کنند و امکان‌پذیر به نظر می‌رسد چون کمی پس‌انداز دارد.

طی یک اپیزود کوتاه از زندگی این شخصیت‌ها، اشتاین‌بک با مهارت جنبه‌های مختلف تنهایی را نشان می‌دهد.

هرچه بیشتر درمورد تنهایی تحقیق کنیم، توصیف آن آسان‌تر از تعریف آن به نظر خواهد رسید.

در سال ۱۹۹۹، کنت کرامر و جوان باری از دانشگاه ساسکاچون کانادا تحقیقی بر روی هفت مورد از متداول‌ترین مقیاس‌های تنهای انجام دادند که شامل ۲۱ گروه سوال بود و دریافتند که آنها با چهار فاکتور در ارتباط هستند: انزوای اجتماعی، انزوای احساسی، تاثیر منفی یا عواطف و انزوای خانوادگی.

ریچارد بوت استاد روانشناسی و متخصص روان‌درمانی در ایالات متحده، مقاله‌ای می‌نویسد که در آن ادبیات علمی تنهایی و اینکه آیا باید در دایره‌المعارف تشخیصات روانشناسی و اختلالات ذهنی قید شود یا خیر را بررسی می‌کند.

او متخصصینی که در کلینیک کار می‌کنند را تشویق می‌کند که به خاطر داشته باشند که تنهایی بسیار پیچیده و چندبعدی است و اینکه افراد تنها از سطوح و انواع مشابه و مختلف دور هستند و در برخورد با افراد تنها باید انواع مختلف تنهایی در نظر گرفته شود.

بااینکه بوت می‌گوید به اندازه تعداد کسانیکه درمورد تنهایی تحقیق کرده‌اند، تئوری در این زمینه وجود دارد، اکثر آنها بر این باورند که تنهایی ابعاد مختلفی دارد که شامل: کمبود مهارت‌های اجتماعی؛ مشکلات موقعیتی، برای مثال انزوای جغرافیایی یا اجتماعی؛ داشتن انتظارات غیرواقعی درمورد خود و دیگران؛ سابقه وابستگی ناکارآمد، مثل مشکل در ایجاد اعتماد و محبت در ابتدای تشکیل خانواده؛ برخی سبک‌های فکری درمورد جهان و حل مشکلات؛ و اعتقادات خاص درمورد علل اتفاقات و سایر رفتارهای مردم.

یکی دیگر از جنبه‌های تنهایی که محققان بر آن اتفاق‌نظر دارند این است که احساسی بسیار عمیق می‌باشد؛ همانطور که در تعریف ارائه شده توسط خیریه سلامت روانی انگلستان آمده است:

«احساس تنهایی یعنی غرق شدن در یک احساس غیرقابل‌تحمل از جدایی در سطحی بسیار عمیق.»

بوت تایید می‌کند. او می‌نویسد:

«اما تجربه شخصی از تنهایی در قلب موضوع است و گاهی‌اوقات آنقدر شدید است که افراد تنها به هیچ چیز دیگری نمی‌توانند فکر کنند.»

او اضافه می‌کند، «افراد وقتی واقعاً تنها باشند شدیداً احساس ناراحتی و پوچی می‌کنند.»

یک تئوری جدید و بحث‌برانگیز از روانشناسی تکاملی ناشی می‌شود. می‌گوید مرتبط بودن با دیگران آنقدر برای بقا لازم است که به این منظور مغز انسان طوری طراحی شده که به دنبال ارتباطات منظم اجتماعی باشد.

جان تی. کاچیوپو، روانشناس تحقیقی در دانشگاه شیکاگو و پیشگام در زمینه علم اعصاب اجتماعی و ویلیام پاتریک، سردبیر مجله علوم زندگی در کتاب خود به نام، «تنهایی: طبیعت انسان و نیاز به ارتباط اجتماعی» عنوان می‌کنند که انسان‌ها وابسته‌تر از آنی هستند که فرهنگ‌ها ما را وادار به باور می‌کنند. آنها یک ضرب‌المثل افریقایی را مثال می‌زنند:

«اگر می‌خواهید سریع بروید، تنها بروید، اگر می‌خواهید دورتر بروید، با هم بروید.»

آنها بیان می‌کنند که انزوای اجتماعی بر خلاف ذات انسان است و می‌تواند به اندازه سیگار کشیدن یا سبک‌زندگی غیرفعال به سلامتی آسیب برساند و عنوان می‌کنند که مغز انسان برای پردازش اطلاعات اجتماعی طراحی شده‌اند و از طریق همکاری بقای آن به حداکثر می‌رسد.

شهرها نماد مشخصی از این جنبه انسانیت هستند؛ آنها به این دلیل عمل می‌کنند که افراد به همدیگر اعتماد می‌کنند که از قوانینی پیروی کنند که از گروه مخافظت می‌کند.

کاچیوپو و پاتریک همچنین اظهار دارند که تنهایی چرخه شومی ایجاد می‌کند که درک و فکر افراد تحریف شده و باعث می‌شود تلاش سایرین برای نزدیک شدن به آنها را سوءتعبیر کرده، کمتر اعتماد کنند و برای غلبه بر این الگوهای رفتاری تلاش کمتری داشته و منزوی‌تر و منفی‌باف‌تر شوند و مرگشان زودتر برسد.

اما همچنین می‌گویند که نیاز به ارتباط اجتماعی آنقدر قوی است که افراد منزوی را مجبور به برقراری روابط یکطرفه با تلویزیون و حیوانات می‌کند.

همچنین بخوانید: با ترس از تنهایی چه کنیم؟

عوارض تنهایی بر سلامت

گزارشات نشان می‌دهد که تنهایی درمیان قشر سالخورده انگلستان بسیار اپیدمی شده است تاجاییکه بیش از یک نفر از هر ده نفر افراد بالای ۶۵ سال بیان می‌کنند که «همیشه» اوقات یا «اکثر» اوقات تنها هستند.

مروین کوهلر، می‌گوید این نیست که تنهایی در سن بالا غیرقابل‌اجتناب است، اینطور است که تنهایی در اثر فقدان، بیماری و فقر ایجاد می‌شود.

او می‌گوید که نقطه شروع میزان بالای افرادی است که معمولاً بخاطر از دست دادن خانواده خود، تنها زندگی می‌کنند که می‌تواند موجب انزوا و مارپیچ روبه‌پایین از نادیده گرفتن خود و داشتن فرصت‌های کمتر برای ایجاد روابط و دوستی‌های جدید منتهی می‌شود.

او می‌گوید که در گذشته افراد سالخورده به فروشگاه‌ها، اداره پست و بار و رستوران می‌رفتند و به همین دلیل بود که خوب لباس می‌پوشیدند و تلاش می‌کردند اما ازآنجا که این خدمات اجتماعی کم‌کم برچیده‌ شدند و فرصت برای اربتاطات جدید را هم با خود از میان برداشتند، این اعتماد‌به‌نفس آنها را از بین برده و موجب افسردگی و مشکلات سلامتی شده است.

جیمز جی. لینچ متخصص تنهایی در امریکا تایید می‌کند که قطع ارتباط اجتماعی به سلامت ما آسیب می‌رساند. او تقریباً چهل سال را به بررسی ارتباط تنهایی با بالا رفتن احتمال ابتلا به بیماری قلبی کرونر صرف کرده است.

او در کتاب خود، «گریه ناشنیده: بینشی جدید به عواقب پزشکی تنهایی»، تنهایی را بعنوان یک اپیدمی خاموش توصیف می‌کند که بر سلامت عموم جامعه در امریکا صدمه زده و موجب افسردگی و مرگ زودرس می‌شود. او می نویسد:

«میزان مرگ‌ومیر در ایالات متحده برای همه علل مرگ و نه فقط بیماری قلبی در افراد مطلقه، مجرد و بیوه هر دو جنسیت و همه نژادها بیشتر است.»

تئوری لینچ این است که گفتگو برای سلامت ضروری است و بچه‌هایی که در مدرسه موفق نیستند دچار انزوای اجتماعی هستند و مهارت‌های ارتباطی لازم که به آنها برای جبران این کمک می‌کند را ندارند. بعدها در بزرگسالی این موجب بیماری‌های جدی و مرگ زودرس می‌شود.

او همچنین می‌گوید که تکنولوژی‌هایی مثل اینترنت برقراری ارتباط را ساده‌تر کرده است اما می‌بینیم که با این تکنولوژی آدم‌ها تنهاتر شده‌اند و این موجب مشکلات پزشکی بیشتر می‌شود.

تحقیقات جدیدتر نشان می‌دهد که راهی که از طریق آن تنهایی موجب بیمار شدنمان می‌شود از ژنتیک ماست.

استیون کول از دانشگاه کالیفرنیا دریافته است که تنهایی مزمن با طریقه رفتار ژن‌ها در ارتباط است. در ماه مه ۲۰۰۸، تحقیقی انجام دادند که در آن کول و همکارانش به مردم نشان دادند که چه کسی باتوجه به مقیاس تنهایی UCLA فعالیت ژنی بیشتری داشته است که با التهاب در ارتباط است و فعالیت ژنی کمتر که با تولید پادتن و فعالیت ضدویروسی در ارتباط است، در بالاترین حد بوده است. علاوه بر این، این الگوها خاص تنهایی بوده‌اند و نه افسردگی یا سایر احساسات منفی.

در یک تحقیق جدیدتر که بر روی افراد بزرگسال در تایوان انجام گرفت، کول نتیجه‌گیری کرد که این تغییرات ژنتیکی می‌تواند به خاطر کورتیزول، هورمون استرس، باشد که قادر به سرکوب ژن‌هایی که با التهاب در ارتباط هستند و عامل خطرزایی برای بیماری قلبی، سرطان و سایر مشکلات خطرساز محسوب می‌شوند، نیست.

کاچیوپو و پاتریک همچنین عنوان می‌کنند که برخی افراد به صورت ژنتیکی بیشتر در معرض تنهایی هستند و تعداد افرادیکه از آن رنج می‌برند آنقدر زیاد است که می‌توان آن را یک بیماری ژنتیکی دانست.

همچنین بخوانید: عوارض تنهایی

عوارض تنها بودن alone

تنهایی و انزوا

بااینکه هنوز هیچ تعریف جهانی برای تنهایی وجود ندارد، اما می‌دانیم تنهایی چه چیزهایی نیست.

انزوا، که در آن افراد داوطلبانه وارد وضعیت تنها بودن می‌شوند، با تنهایی که در آن افراد خود را به دلایلی که ممکن است حتی به طور کامل درک نکنند، تنها می‌یابند، یکسان نیست.

انزوای داوطلبانه می‌تواند پادزهری سالم بر ضد زندگی در دنیای پرازدهام و سروصدا باشد، فرصتی برای کناره‌گیری از شلوغی ارتباطات زندگی مدرن.

آنتونی استور، روانشناس و پژوهشگر دانشگاه آکسفورد در کتاب خود، «انزوا: برگشت به خود»، رابطه بین انزوا و خلاقیت، انزوا و تجربیات روانی عمیق در اتیام‌یابی که در درون خود فرد اتفاق می‌افتد، را بررسی می‌کند.

استور این ایده را به چالش می‌کشد که روابط انسانی معیار سلامت و خوشبختی است. او از این ایده پشتیبانی می‌کند که چیزی که در ذهن فرد در تنهایی می‌گذرد، مخصوصاً وقتی تخیل درگیر می‌شود، به همان اندازه برای افرادیکه توانایی دستاوردهای خلاقانه را دارند، اهمیت دارد.

استور عنوان می‌کند که تلاش‌های خلاقانه در قدیم بعنوان آنچه که از جامعه پشتیبانی می‌کند، تعریف می‌شده است اما این تعبیر اشتباه است که در آن زمینه‌ها و موضوعاتی که فعالیت‌های فردی است را نادیده می‌گیرد.

فقدان‌های کودکی، افسردگی و التیام، اخلاقیات و روحیات دوران بزرگسالی افراد را می‌سازد و همین باعث نوشته شدن برخی از بهترین شعرها شده است و بعنوان نمونه از برخی از شاعران نام می‌برد.

و در پیری که استور آن را دوره سوم زندگی می‌نامد، یک حس طبیعی وابستگی احساسی به دیگران وجود دارد و تمرکز را به مسائل درونی معطوف می‌کند که این نیز منجر به خلاقیت خواهد شد و برای مثال از برخی نویسنده‌ها و آهنگسازان یاد می‌کند.

بوت این را تایید کرده و می‌گوید انزوا می‌تواند به تجربیات عمیق رشدی مثل مدیتیشن، تجسم‌سازی، گوش دادن به موزیک و سایر شکل‌های «هیچ کاری نکردن» منتهی شود.

نکته دیگری که بوت مطرح می‌کند، شما ممکن است باوجود ارتباطات زیاد با سایرین، تنها باشید. این کیفیت آن ارتباطات است که اهمیت دارد: «بعضی افراد تنها شبکه ارتباطی کافی دارند ولی با این وجود تنها هستند زیرا از این شبکه‌ها راضی نیستند.»

این می‌تواند ایده دیگری باشد که به کرات سوال می‌شود: که افراد مجرد در مقایسه با افراد متاهل تنها هستند.

در تحقیق که توسط کالج لافایت و دانشگاه میامی توسط روانشناسان انجام گرفت مشخص شد که افراد مجرد بالا ۴۰ سالی که هیچوقت ازدواج نکرده‌اند ممکن است به اندازه همسالان متاهل خود انعطاف داشته باشند. این تحقیق این ایده را به چالش می‌کشد که ازدواج همیشه برای سلامتی بهتر است.

جامیلا بوک‌والا، استادیار روانشناسی در کالج لافایت می‌گوید، «وقتی افراد مجرد احساس کنترل در زندگی خود دارند و می‌توانند به خود تکیه کنند، می‌توانند سطح بالایی از شادی و خوشبختی را تجربه کنند.»

اما افراد متاهلی که اظهار بی‌نیازی به دیگران داشته‌اند، از آن احساس رضایت نداشتند، درحالیکه افراد مجرد به طور متوسط احساس شادی و رضایت نسبی از آن داشتند.

بلا دی‌پائولو، استاد دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا می‌گوید:

«من فکر می‌کنم که ما کم‌کم درک می‌کنیم که زندگی مجردی تغییر کرده است و امکان داشتن یک زندگی کامل و رضایت‌بخش برای افراد مجرد وجود دارد.»

و به نظر می‌رسد که دلایل مشکلات مجردها در تحقیقات قدیم‌تر این بوده است که آنها معمولاً با افراد مطلقه و بیوه گروه‌بندی می‌شده‌اند.

عاشق تنهایی alone

کنار آمدن با تنهایی

بنابراین، اگر خود را در موقعیت تنهایی یافتیم، اگر می‌دانیم که «انزوای داوطلبانه» نیست، چه می‌توانیم بکنیم؟

خیریه سلامت روانی انگلستان پیشنهادات زیر را برای غلبه بر تنهایی ارائه می‌دهد:

برای اختصاص دادن زمان و انرژی برای مقابله با آن خود را آماده کنید، مثلاً برای فکر کردن درمورد دلایل این تنهایی و اقدامات مثبتی که می‌توانید انجام دهید.

تنها بودن و راحت بودن با خودتان را یاد بگیرید: بر کسی که واقعاً هستید و کاری که می‌خواهید بکنید، تمرکز کنید. برای این ممکن است با مشکلات احساسی روبه‌رو شوید که ممکن است دلیل این باشد که هنوز به دنبال همراهی دیگران هستید.

یاد گرفتن اینکه با خودتان روبه‌رو شوید، نحوه ارتباط شما با دیگران را تغییر می‌دهد: مثلاً ممکن است منجر به گرسنگی کمتر بعر از یک رابطه شود.

با دیگران بودن را یاد بگیرید: مثلاً «نه» گفتن را یاد بگیرید، برای روابطتان مرز تعیین کنید، احساسات، خواسته‌ها و نیازهایتان را مطرح کنید. تمرینات قطعیت و مهارت‌های اجتماعی می‌تواند مفید باشد.

تغییرات بزرگ ایجاد نکنید: هر بار یک قدم کوچک به جلو بردارید و هیچوقت شدیداً درگیر یک نفر نشوید.

ابتدا روابط کوچک را امتحان کنید: با یک فروشنده یا بغل‌دستی در تاکسی یا اتوبوس یک کپ کوتاه بزنید.

برای کاری داوطلب شوید.

رفتن پیش مشاور یا روانشناس هم می‌تواند راه خوبی برای کشف و درک مشکلات باشد و شجاعت لازم برای کنار آمدن با موقعیت‌هایی که احساس شکست دارد را پیدا کنید. چنین گفتگوهایی به شما کمک می‌کند اعتماد به نفس پیدا کنید و بفهمید که ارتباط برقرار کردن با دیگران می‌تواند لذت‌بخش باشد.

و اگر هیچیک از این پیشنهادات آنچه شما به دنبالش هستید نبود، ناامید نشوید، چون همانطور که امیلی وایت می‌گوید، باوجود برخی تلاش‌ها از طرف رسانه‌ها برای منعکس کردن تنهایی بعنوان یک بیماری خطرناک و عجیب، اما اینطور نیست. تنهایی بخشی از انسان بودن است.

او می‌گوید، «تنهایی همان چیزی است که برخی از ما با آمادگی برای رویارو شدن با آن به دنیا می‌آیند. تنهایی چیزی است که باید آن را کنترل و مدیریت کنیم نه چیزی که بعنوان هشدار تلقی کنیم،»

او می‌گوید دلیل ندارد که درمورد تنهایی سکوت کنیم، خجالت بکشیم یا خودمان را مقصر بدانیم.

«تنهایی هیچ اشکالی ندارد، و باید به آن با دیدی وسیع‌تر و بازتر نگاه کنیم.»


پله موفقیت stairs-success

چگونه به موفقیت برسیم؟ آیا مسیر موفقیت مستقیم و بدون مشکل است؟

به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ وقتی به کسانیکه تحسینشان می‌کنیم نگاه می‌کنیم، موفقیتشان را به شانس، سرنوشت یا عواملی که هیچ ارتباطی با سخت‌کوشی ندارد، ربط می‌دهیم. و این بزرگترین بهانه ما برای نرسیدن به موفقیت است. «من موقعیت خانوادگی یا پارتی او را ندارم. به اندازه او پولدار نیستم. هیچ استعدادی ندارم.» و این بهانه‌ها همینطور ادامه می‌یابند. و چون همه مسئولیت موفقیت را به عوامل خارجی نسبت می‌دهیم، خودمان را از زحمت رسیدن به موفقیت در زندگی راحت کرده‌ایم.

اگر به دقت نگاه کنید، پشت هر فرد موفق تلاش سخت قرار دارد. یک میلیونر، یک دلار یک دلار به دست آورده است. شما فقط معامله میلیون دلاری یک نفر را می‌بینید اما مشکلات و تلاش بی‌وقفه ۱۰ سال قبل از آن را نمی‌بینید.

موفقیت یک پله یک پله ایجاد می‌شود. اگر یک پله بالا بروید، موفقیت در پاگرد بعدی منتظر شماست.

امروز یک تماس اضافی برقرار کنید.

اگر نتایج بزرگ شما را می‌ترساند، اگر هدف بزرگ خیلی دور از دسترستان به نظر می‌رسد، سرعت و انرژیتان را قدم به قدم بیشتر کنید. امروز یک تماس اضافی بزنید، یک ایمیل اضافه بفرستید و وقتی که اینکار به طور مداوم در طول یک مدت ادامه پیدا کند، ظرفیت تماس‌هایتان را تا ۶۰ درصد در آخر ماه افزایش داده‌اید.

قسمت باورنکردنی قضیه اینجاست: وقتی ورودی کارتان تا ۶۰ درصد افزایش یابد، خروجی یا همان نتیجه کار احتمالاً تا ۱۲۰ درصد ارتقاء می‌یابد.

همچنین بخوانید: درس گرفتن از شکست

روز یک نفر را بسازید.

کار شما مطمئناً با آدم‌ها در ارتباط است. موفق شدن در ارتباط با آدم‌ها کمکتان می‌کند فاصله بین آرزوها و اهدافتان را سریعتر پر کنید. وقتی مردم دوستتان داشته باشند، برای آنها ساده‌تر می‌شود که کارتان را هم دوست داشته باشند.

دایره تاثیر شما هر چه بزرگتر باشد، فرصت‌های بیشتری برای خودتان ایجاد خواهید کرد. وقتی یک نفر را خوشحال کنید، و این کار را مداوم طی یک دوره ادامه دهید، در آخر ماه، طرفداران زیادی به دست آورده‌اید.

امروز یک لقمه کمتر غذا بخورید.

این یک واقعیت اثبات‌شده است که کسانیکه کمتر می‌خورند، نه تنها بیشتر زندگی می‌کنند بلکه انرژی بیشتری هم خواهند داشت.

کاهش وزن ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول کرده است و بعضی آنقدر درگیر پرخوری‌های غیرقابل‌کنترل خود شده‌اند که همه توان خود را برای کم کردن وزنی که بخاطر چیزهایی که نمی‌توانند جلوی خودشان را برای خوردن آن بگیرند، به کار می‌گیرند. و وقتی اینکار به طور مداوم ادامه پیدا کند، آخر ماه نه تنها ظاهر بهتری پیدا کرده و احساس بهتری خواهید داشت، عملکرد کاری‌تان هم بهتر خواهد شد.

امروز مبلغی پس‌انداز کنید.

اگر توازن بانکی‌تان موفقیتتان را تعیین می‌کند، این ساده‌ترین راه موفقیت شما خواهد بود. از همین امروز، هر روز مبلغی پس‌انداز کنید؛ هر میزانی که در توانتان باشد. این کار را هر روز انجام دهید و مداوم پیش روید و وقتی این کار متعهدانه در طول یک دوره زمانی انجام شود، یک میلیونر خواهید شد.

از امروز یک قدم بیشتر بردارید.

امروز کاری بکنید که قبلاً برای انجام آن تردید داشتید. اگر ماه‌هاست که برای زود بیدار شدن مشکل دارید، امروز صبح ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید. انجام کارهایی که هیچوقت برای انجام آن راحت نبوده‌اید، باعث می‌شود پایتان را فراتر از موانع ذهنی‌تان بگذارید و واقعیت توانایی‌های خود را کشف کنید.

وقتی این کارها را انجام دهید، به سمت جهش کوانتومی در کارتان پیش خواهید رفت اما تا آن موقع قدم به قدم جلو روید.

آخرین دیدگاه‌ها

    پیوندها

    دسته‌ها